این پست را در شبکه های اجتماعی دلخواهتان اشتراک گذاری کنید:

Share on facebook
ارسال در فیسبوک
Share on linkedin
ارسال به لینکدین
Share on twitter
پست در توئیتر
Share on email
ایمیل به دوستان
Share on whatsapp
ارسال به واتسپ
Share on skype
ارسال به اسکایپ
Share on print
پرینت صفحه
Share on pinterest
ارسال در پینترست
درس خواندن بهتر از نخواندن آن است ؟

درس خواندن بهتر از نخواندن آن است ؟

لیست عنوان

ممکن است حال و روزگار کشورخودمان را ندانیم، اما خواندن این نوشتار به شما کمک میکند، ذهن منظم تری نسبت به تحصیل نسل آینده خودتان و تاثیر تحصیل در آینده کودکان سرزمین خودمان داشته باشیم.

نتیجه ای که توصیه میشود از این نوشتار بگیریم را در انتهای این مقاله بخوانید.

حتی اگر چیزی هم یاد نمی ‌گرفتند زندگی بهتری داشتند

در شهر لاهور پاکستان وقتی بینکلاسهای مدرسه ها قدم بزنیم با طیفی بسیار تلخ روبهرو خواهیم شــد. در کلاسهای اول با تعداد زیادی بچه ۶یا ۷ساله روبهرو هستیم و هرچه پایه تحصیلی بالاتر میرود، تعداد دانش آموزان کاهش پیدامیکند. این مسئله تنها محدود و منحصر به پاکستان نیست.
در سرتاســر جهان از سال ۱۹۷۰که ۲۸درصد از بچه ها اصلا به مدرسه ابتدایی نمیرفتند تا ســال ۲۰۱۶که این میــزان به ۹درصد کاهش یافته، پیشــرفتهای چشمگیری به وجود آمده که طی یک دهه اخیر بسیار کند شده اند. از سال ۲۰۰۷به این سو این عدد تنها یکدهم درصد کاهش داشته و امروزه در سرتاسر جهان هنوز هم ۶۳میلیون بچه وجود دارند که به مدرسه ابتدایی نمیروند، و۲۰۰میلیون بچه دیگر هم تحصیلاتشان را ادامه نمیدهند.

هیدروپونیک ایران: درس خواندن پایه تفکر خلاق است و همه چیز نیست بلکه پایه همه چیز است. در آینده و حتی اکنون، باید از چیزهای ساده، ایده ساخت و فرصتی برای ظهور تفکر خلاق به وجود آورد.

بنابر مطالعاتی که بر روی سه کشور کنیا، تانزانیا و اوگاندا در سال ۲۰۱۴شده است، سه چهارم دانشآموزان کلاس سوم نمیتوانستند حتی یک جمله بسیار ساده را از رو بخوانند. در بخشهای روستایی هند هم وضعیت به همین شکل بود و همین درصد از افراد نمیتوانستند دو عدد دورقمی را از یکدیگر تفریق کنند.

نرخ ترک تحصیل در کشورهای فقیر بدتر از کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی اســت، و اگر در کشورهای عضو این سازمان ۹۶درصد از بچههای واردشــده به مدرسه ابتدایی تحصیلات متوسط خود را هم به انتها میرسانند، این عدد در مورد کشورهای فقیر۳۵درصد است. بدترین وضع در سطح جهان مربوط به کشورهای افریقایی و خاورمیانه است و در این میان هم دخترانی از خانوادههای فقیر روستایی به مراتب شانس کمتری دارند. کمتر از پنج درصد این دخترها تحصیلات متوسطه خود را تمام میکنند و در سطح
جهان هم به طور کلی احتمال ورود به مدرسه دختران، نصف پسرها است. به همین خاطر است که مجامع بین المللی تصمیم گرفته اند که تا سال ۲۰۳۰ با افزایش هزینه و سرمایه گذاری خود، از ۱٫۲تریلیون دلار در سال ۲۰۱۶به ۳تریلیون در ،۲۰۳۰امکان مدرسه رفتن را برای هر پسر و دختری در جهان مهیا کند.

پیشفرض خوشبینانه ای که حامیان این تصمیم دارند، این است که بچه ها با رفتن به مدرسه ذهن خود را مملو از علم و دانش میکنند، و این در حالی است که کیفیت پایین مدارس در کشورهای فقیر باعث شده که افراد تقریبا هیچچیز از مدرسه نیاموزند.

به قول لنت پریچت، اقتصاددانی از دانشگاه هاروارد، امروزه اگر به دنبال یک بچه بیسواد میگردید «بهتر است که او را در مدرسه جستوجو کنید.»

  این بی کیفیتی آموزش به هیچ وجه مســئله شوخی برداری نیست. بنابر مطالعاتی که بر روی سه کشــور کنیا، تانزانیا و اوگاندا در سال ۲۰۱۴شده است، سه چهارم دانش آموزان کلاس سوم نمیتوانستند حتی یک جمله بسیار ساده را از رو بخوانند. در بخشهای روستایی هند هم وضعیت به همین شکل بود و همین درصد از افراد نمیتوانستند، دو عدد دورقمی را از یکدیگر تفریق کنند. طبق پژوهشی که مرکز توسعه جهانی انجام داده، در نیمی از کشورهای در حال توسعه، کمتر از۵۰درصد زنانی که مدرسه را پس از۱۱سالگی ترک میکنند توانایی خواندن دارند. یونســکو تخمین میزند که تقریبا از هر۱۰ کودک،۶تای آنها (که در سطح جهان میشود چیزی حدود۶۰۰میلیون) به هیچ وجه توانایی خواندن و انجام عملیات ساده ریاضیاتی ندارند، و این در حالی اســت که بخش اعظم این جمعیت به مدرسه هم میروند و با این وضعیت حتی اگر تعداد این کودکان بیشتر هم بشود، چیزی یاد نمیگیرند.

چرا باید خواند:
به مدرسه نرفتن
کودکان، یا رفتن
و ترک تحصیل
کردنشان اتفاقی
بسیار تلخ است. در
سوی دیگر بسیاری
از مدارس آنقدر
بیکیفیت هستند که
دانشآموزان در آنها
عملا هیچچیزی
نمیآموزند. با این
توصیف، آیا مدرسه
رفتن بچهها بهتر
است یا مدرسه
نرفتنشان؟

موانع و امیدهای آموزش

یکی از عوامل بی کیفیت بودن تحصیل در کشورهای فقیر، وضعیت خود  معلمان است. بنابر مطالعات بانک جهانی، نرخ غیبت معلمان در کشورهای در حال توسعه چیزی بین ۱۱تا۳۰درصد است و این نرخ در اوگاندا به۶۰درصد میرســد. مشکل اما فقط غیبت نیست و تسلط و دانش معلم یکی دیگر از چالشها است. در افریقای جنوبی تقریبا۸۰درصد از معلمانی که به پایه های ابتدایی ریاضی درس میدهند، دانشی فراتر از یک دانش آموز کلاس ششم در این زمینه ندارند. این مشکلات از دو محور کلی برمیخیزند: اقتصادی و سیاسی. دانش آموزی که با گرسنگی سروکله میزند و معلمش نه کتاب دارد و نه تجهیزات و امکاناتی از قبیل برق، درگیر بعد اقتصادی مسئله است. بعد سیاسی هم این میشود که انتخاب معلمان نه بر اساس توانایی و لیاقت بلکه بر اســاس باندبازیهای سیاسی است و مسئولان بیشتر علاقهمند به افتتاح مدرسه جدید هستند تا ارتقای کیفیت مدارس موجود.
با همه این مشــکلات، شاید در نگاه اول سرمایهگذاری و هزینه کردن بر روی آموزش عملی بیهوده به نظر برسد، اما هنوز هم دو دلیل وجود دارد که یا توسط محققان نادیده گرفته شده، یا به دیدشان نیامده.
دلیل اول شــواهدی است که نشان میدهد افرادی با تحصیلات، شانس بیشتری برای کسب شغلهای شهری دارند و وضعیت اقتصادی بهتری پیدا میکنند. این موضوع نشان میدهد که بالاخره مدرسه یا چیزی به آنها یاد داده، یا وجهه بهتری به آنها بخشیده است.

مورد دوم هم بحثی بسیار ســاده است. دخترانی که تحصیلات خود را بــه صورت کامل انجام میدهند، هم وضعیت بهتری پیدا میکنند و هم در سنین بالاتری ازدواج میکنند و بچهدار میشوند. این دو عامل باعث شده که نرخ مرگ و میر کودک، و سلامت زندگی بچه در وضعیت این چنینی پیشرفت چشمگیری داشته باشد و این موضوع هم برای آن بچه مفید است و هم برای مادرش. به طور کل خانوادهها اگر فایده را در مدرسه رفتن بچه ببینند، او را به مدرسه میفرستند و اگر عکس این قضیه صادق باشد، بچه را به کار دیگری مشغولمیکنند. به هر صورت و با هر تحلیلی، یک موضوع بسیار روشن است: بچه ها حتی اگر به مدرسه بد و بیکیفیتی هم بروند، زندگی نسبتا بهتری در انتظارشان است.

توصیه : میتوان آینده نسل خودمان را با سوادی کاربردی بیاموزیم. به زودی رباتها تا ده سال آینده، بیشتر شغلها را خواهند گرفت. همین حالا، کسی که دانش زیادی در مغزش انباشته کند، بازهم از یک فردی که نسبت به او بی سواد است اما گوگل دم دستش باشد کمتر میداند.

بایستی روی تفکر خلاق و کشف معنای زندگی تمرکز نمود. البته تحصیل برای درک همین تفکر خلاق لازم است. اما باید به برنامه تحصیل نسل خودمان نگاهی بیاندازیم و جاهای خالی و مشکلات را با جایگزینهایی که میشناسیم، پر نماییم. یکی از مسائلی که موجب میشود، یادگیری هیدروپونیک را توصیه نماییم: نگاهمان به تهیه خوراک گیاهی است. تهیه خوراک گیاهی سالم توسط مصرف کننده، علاوه بر کاهش خرج یا افزایش درامد، منجر به وجود رابطه بین انسان و گیاه میگردد که بر روحیه انسان تاثیر گذار است.

عضویت در خبرنامه هیدروپونیک ایران

از آخرین اخبار جا نمانید

برای نوشتن در قسمت نظرات اگر ایمیل ندارید میتوانید همین حالا به رایگان با موبایل خودتان عضو شوید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پستهای وبلاگ هیدروپونیک ایران

هنوز در دوره های آموزشی هیدروپونیک ایران ثبت نام نکردید؟

همین حالا ثبت نام نمایید

دوره های آموزشی هیدروپونیک ، کشت بدون خاک